تبليغاتX
من و تو می شویم ما


من و تو می شویم ما

زندگی دکمه تکرار نداره پس تا میتونی دلی به دست بیار دل شکستن آسان است

 

نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم

تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی..

نوشته شده در چهارشنبه هفتم دی 1390ساعت 17:50 توسط مسافر|

گریه کنم یا نکنم....آخر ماجرا رسید....گریه کنم یا نکنم....قصه به انتها رسید....تو میروی و آینه پرمیشود از بی کسی....از من سفر میکنی و به مرگ قصه میرسی....ببین که آب میشود قطره به قطره قلب من....مرگ منو قصه ی ماست فاجعه ی جدا شدن....گریه کنم یا نکنم....آخر ماجرا رسید....گریه کنم یا نکنم....قصه به انتها رسید....تو جامه دان پر میکنی من خالی از جان میشم....یک لحظه در چشمم ببین ببین چه ویران میشوم....بعد از تو با من چه کنم؟با من بی پناه من....کجای شب پنهان شوم؟کجای این عاشق شکن؟....تو میروی و جان من گور ترنم میشود....چیزی نگو به آینه،با رازقی حرفی نزن....برای بار آخرین تنها نگاهی کن به من....گریه کنم یا نکنم....آخر ماجرا رسید....گریه کنم یا نکنم....قصه به انتها رسید....

نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 17:1 توسط مسافر|

آيا ميدانيد...

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كرد ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد :اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد :اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد :اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني بوده است .

آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايرانيانبودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كرد ايرانيان بودند

آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 20:19 توسط مسافر|

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزکیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

ذ: ذکر گویی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها

س: سخاوت برای گشایش کارها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طاقت برای تحمل شکست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداکاری برای قلب های دردمند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امیدها

م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک

ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

ی: یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 20:18 توسط مسافر|



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 14:26 توسط مسافر|

 

نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 19:12 توسط مسافر|

فقط بارانم

            بارانم

                 بارانم...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 17:11 توسط مسافر|

‫ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ ﻣﻨﻮ ﺷﻜﺴﺘﻦ

‫ﭼﺸﻢ ﻓﺎﻧـﻮﺳﻤﻮ ﺑﺴﺘﻦ

‫ﺗﻮ ﻣﻴـﮕﻲ ﺧﺪا ﺑﺰرﮔـﻪ

‫ﻣﺎﻫﻮ ﻣﻴﺪه ﺑﻪ ﺷﺐ ﻣﻦ

‫ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ آﺧﻪ دﻟﻢ ﺑﻮد

‫اوﻧـﻜﻪ اﻓﺘـﺎده ﺑﻪ ﺧﺎﻛﻪ

‫ﺗﻮ ﻣﻴﮕﻲ ﺳﺮت ﺳﻼﻣﺖ

‫آﻳـﻨـﻪ ﻫﺎ زﻻل و ﭘـﺎﻛـﻪ

‫آﻳـﻨـﻪ ﻫﺎ زﻻل و ﭘـﺎﻛـﻪ

‫اﻳـﻨﻪ ﻛـﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪﻫﺎ رو

‫ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﮔﺮﻳﻪ ﭘﺮ ﻛﺮد

‫ﻳﻜﻴﻤﻮن ﺑﻬﺎر ﺳﺮﺧﻮش

‫ﻳﻜﻴﻤﻮن ﭘﺎﻳـﻴﺰ ﭘـﺮ درد

‫ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﺮگ

‫ﺑﻴﻦ دﺳﺘـﺎي ﺗـﻮ ﺗﺎ ﻣﻦ

‫ﺗﻮ ﻣﻴـﮕﻲ زﻧﺪﮔﻲ اﻳـﻨﻪ

‫ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻣـﻦ

‫ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ ﺣﺎﻻ ﺑﺴﻮزم

‫ﻳـﺎ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻏـﺼﻪ ﺑﺴﺎزم

‫ﺗﻮ ﻣﻴﮕﻲ ﻓﺮﻗﻲ ﻧـﺪاره

‫ﻣﻦ ﻛﻪ ﭼﻴﺰي ﻧﻤﻴﺒﺎزم

‫ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ اﻳﻨﺠﺎ رو ﺑﺎﺧﺘﻲ

‫ﻋـﻤﺮي ﻛﻪ رﻓـﺘﻪ ﻧـﻤﻴـﺎد

‫ﺗﻮ ﻣﻴﮕﻲ ﻗﺼﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺑﻮد

‫ﺗﻮ ﻳﻪ ﺑﺮﮔﻲ ﺗﻮي اﻳﻦ ﺑﺎد

‫ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ ﺣﺎﻻ ﺑﺴﻮزم

‫ﻳـﺎ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻏـﺼﻪ ﺑﺴﺎزم

‫ﺗﻮ ﻣﻴﮕﻲ ﻓﺮﻗﻲ ﻧـﺪاره

‫ﻣﻦ ﻛﻪ ﭼﻴﺰي ﻧﻤﻴﺒﺎزم

‫ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ اﻳﻨﺠﺎ رو ﺑﺎﺧﺘﻲ

‫ﻋـﻤﺮي ﻛﻪ رﻓـﺘﻪ ﻧـﻤﻴـﺎد

‫ﺗﻮ ﻣﻴﮕﻲ ﻗﺼﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺑﻮد

‫ﺗﻮ ﻳﻪ ﺑﺮﮔﻲ ﺗﻮي اﻳﻦ ﺑﺎد

‫ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ ﺣﺎﻻ ﺑﺴﻮزم

‫ﻳـﺎ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻏـﺼﻪ ﺑﺴﺎزم

‫ﺗﻮ ﻣﻴﮕﻲ ﻓﺮﻗﻲ ﻧـﺪاره

‫ﻣﻦ ﻛﻪ ﭼﻴﺰي ﻧﻤﻴﺒﺎزم

‫ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ اﻳﻨﺠﺎ رو ﺑﺎﺧﺘﻲ

‫ﻋـﻤﺮي ﻛﻪ رﻓـﺘﻪ ﻧـﻤﻴـﺎد

‫ﺗﻮ ﻣﻴﮕﻲ ﻗﺼﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺑﻮد

‫ﺗﻮ ﻳﻪ ﺑﺮﮔﻲ ﺗﻮي اﻳﻦ ﺑﺎد

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 17:9 توسط مسافر|

خدايا عاشقم از عشق بيزارم مكن                      در ميون من و اون راه جدايي وا نكن

شب و روزم شده از دوري اون گريه و غم                التماست ميكنم اونو زمن دور مكن

خدا جون خودت ميدوني عاشقي بددرديه                 فراموش كردن اون فكر ميكني كار آسونيه

من تموم زندگيمو ميدم فقط به خنده هاش                روحمو وجودمو همشو ميريزم زير پاش

مي دوني دوسش دارم عاشقشم فداش ميشم         اگه لب تر كنه همونجا خاك زير پاش ميشم

آخر حرفم ميخوام ازت بخوام خدا جونم                    كاري كن يادش بيفته كه هنوز به يادشم


نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 23:15 توسط مسافر|

سائلم  بر  در  تو  ای همه ی وجود من                   محتاجم  به مهر تو  ای همه تار و پود من

عزیزم  اینو  بدون  جوونیمو  بهت  دادم                   تموم  دلخوشی هام   شادیهامو بهت دادم

ما که اولا باهم  اون همه  خنده داشتیم                 اون همه  محبت و عشق و علاقه داشتیم

پس چرا دیگه نداریم اون  همه  مهروصفا                 پس  چرا شادیهامون  آخر کشیدن به فنا

مگه من بهت چی گفتم که  ازم  ناراحتی                 مگه من چه کردم که ترکم کردی به راحتی

تو همش قول میدادی تا آخرش ما با همیم              همیشه بهم میگفتی که با هم جون می کنیم

ولی اخرش چی شد!رفتی منم تنها شدم               رفتی  و  با  تنهاییت  همبستر  خاک  شدم


نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 23:13 توسط مسافر|



قالب وبلاگ Ainaz